مصرع نخست · شماره 183در تو در قعردارندش نشانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.180پای این بیچاره بیرون کن ز گل#181در تو من بازجویم در تو#182من طلب کارم بجویم در تو#183در تو در قعردارندش نشانانتخابشده184میروم اندر طلب من هر زمان#185زینت در آن کسی داند که او#186در معانی آورد این گفت و گو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 183 از «حکایت» است.سطر پیشینمن طلب کارم بجویم در تو→سطر بعدیمیروم اندر طلب من هر زمان←