مصرع نخست · شماره 187مشتری چون دید او را پیش درشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.184میروم اندر طلب من هر زمان#185زینت در آن کسی داند که او#186در معانی آورد این گفت و گو#187مشتری چون دید او را پیش درانتخابشده188پس بهای در شود ز آن بیشتر#189چون طلب کار درآید مشتری#190در بهای او نهد سر بر سری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 187 از «حکایت» است.سطر پیشیندر معانی آورد این گفت و گو→سطر بعدیپس بهای در شود ز آن بیشتر←