مصرع دوم · شماره 10هر زمان حالش دگرگون میشدیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.7عاشقی خوش بود و مجنونی شگرف#8غرقه دیرینه این بحر ژرف#9نور از رویش بگردون میشدی#10هر زمان حالش دگرگون میشدیانتخابشده11بود یک روزی دوان در شهر او#12سوی بازار جواهر رفت او#13دید آنجا گه پر از مردم شده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 10 از «حکایت» است.سطر پیشیننور از رویش بگردون میشدی→سطر بعدیبود یک روزی دوان در شهر او←