مصرع دوم · شماره 14هر یکی بهر متاعی آمدهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11بود یک روزی دوان در شهر او#12سوی بازار جواهر رفت او#13دید آنجا گه پر از مردم شده#14هر یکی بهر متاعی آمدهانتخابشده15دید آنجا که بسی جوهر ز دور#16هر یک از نوعی دگر میتافت نور#17قیمت هر جوهری چیزی دگر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشیندید آنجا گه پر از مردم شده→سطر بعدیدید آنجا که بسی جوهر ز دور←