مصرع نخست · شماره 203جوهری آنرا کند بر جان بهاشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.200عشق خود زین راز خود بگشادهام#201تا به بازار زمانه آورند#202هر کسی بر نقش جوهر بنگرند#203جوهری آنرا کند بر جان بهاانتخابشده204گر بیابد مشتری نکند رها#205جوهر من بینهایت آمدست#206تا ابد بیحد و غایت آمدست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 203 از «حکایت» است.سطر پیشینهر کسی بر نقش جوهر بنگرند→سطر بعدیگر بیابد مشتری نکند رها←