مصرع دوم · شماره 238زر ندارم جان نهادم بر سریشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.235آنچه تو دانی که دریابد بکل#236هرکه باشد در بن اسرار کل#237مشتریم مشتریم مشتری#238زر ندارم جان نهادم بر سریانتخابشده239مینهم گر میکنی از من قبول#240تا چه فرمائی درین ای با اصول#241جوهری تو گر مرا خواهی بداد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 238 از «حکایت» است.سطر پیشینمشتریم مشتریم مشتری→سطر بعدیمینهم گر میکنی از من قبول←