مصرع نخست · شماره 301این ز اسرار منست آگاه و بسشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.298آنگهی او را ابردارش کشید#299تا کسی دیگر نباشد مشتری#300زانکه این درویش شد نیک اختری#301این ز اسرار منست آگاه و بسانتخابشده302چون شود هرگز کسی در راه بس#303این کنون اسرار من دریافتست#304پس سوی کشتن چنین بشتافتست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 301 از «حکایت» است.سطر پیشینزانکه این درویش شد نیک اختری→سطر بعدیچون شود هرگز کسی در راه بس←