مصرع نخست · شماره 383گفت تا جوهر بیاوردند بازشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.380گفت ای جان و جهانم تو شهی#381شاه این تخت و ممالک تو شدی#382شاه این دور و زمانه تو بدی#383گفت تا جوهر بیاوردند بازانتخابشده384شاه دست خود بکرد آنگه دراز#385جوهر آنگه شه بدست خود گرفت#386در کف دستش نهاد اندر شگفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 383 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه این دور و زمانه تو بدی→سطر بعدیشاه دست خود بکرد آنگه دراز←