مصرع دوم · شماره 406بعد از آن در پیش جان عزت گرفتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.403هر که او را شاه آنجا عز دهد#404همچو عز او کسی هرگز دهد؟#405هر که آنجا پیش شه دولت گرفت#406بعد از آن در پیش جان عزت گرفتانتخابشده407ای ترا هر لحظه رنجی بیشتر#408چندخواهی خورد بر جان نیشتر#409نیشتر باری سبکباره بخور#دربارهٔ این سطرسطر شماره 406 از «حکایت» است.سطر پیشینهر که آنجا پیش شه دولت گرفت→سطر بعدیای ترا هر لحظه رنجی بیشتر←