مصرع دوم · شماره 510او ترا گردد بکلی پیشواشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.507او ترا هرگز نخواهد رنج تو#508این سخن را یک بیک بر سنج تو#509او ترا شد جان کنی پیشش فدا#510او ترا گردد بکلی پیشواانتخابشده511هرچه داری جملگی در باز تو#512از وصال شه بکل می ناز تو#513جوهر کلی چو روشن گرددت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 510 از «حکایت» است.سطر پیشیناو ترا شد جان کنی پیشش فدا→سطر بعدیهرچه داری جملگی در باز تو←