مصرع نخست · شماره 599گر تو بر وی چیره گردی در زمانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.596یک دم این صیاد بدرا صید کن#597آنچه او کردست هرگز کس نکرد#598یک زمان با او درای اندر نبرد#599گر تو بر وی چیره گردی در زمانانتخابشده600صورت و معنی بیابد زو امان#601گر تو او را پیش از خود بر زنی#602گردن او را بمعنی بشکنی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 599 از «حکایت» است.سطر پیشینیک زمان با او درای اندر نبرد→سطر بعدیصورت و معنی بیابد زو امان←