مصرع دوم · شماره 608کن که گردی در زمانه ذوفنونشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.605چند اندیشی خیال نیک و بد#606خود همی دانی تو خود را پرخرد#607این خیال لا محال از دل برون#608کن که گردی در زمانه ذوفنونانتخابشده609هرچه اندیشی خیالی باشدت#610هرچه برگوئی محالی باشدت#611از خیال خویشتن تو دور شو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 608 از «حکایت» است.سطر پیشیناین خیال لا محال از دل برون→سطر بعدیهرچه اندیشی خیالی باشدت←