مصرع نخست · شماره 651کوکبان اندر خیال آفتابشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.648بر خیال خویش گردد چون سمک#649گرداین عرصه چنان گردان شده#650از خیال خویش سرگردان شده#651کوکبان اندر خیال آفتابانتخابشده652گاه بی نور و گهی با نور و تاب#653ماه هر دم چون خیالی میشود#654ازخیالش چون هلالی میشود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 651 از «حکایت» است.سطر پیشیناز خیال خویش سرگردان شده→سطر بعدیگاه بی نور و گهی با نور و تاب←