مصرع دوم · شماره 10
اگر خواهی خبر، بگشا، سر طومار سودا را
شاعرسلمان ساوجیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
ز رفتن راه عاجز کرد و ره را نیست پایانی
# - 8
اگر کاری به سر می شد، ز سر می ساختم پا را
# - 9
ز شرح حال من، زلف تو طوماری است سر بسته
# - 10
اگر خواهی خبر، بگشا، سر طومار سودا را
انتخابشده - 11
شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری
# - 12
که من روزی نمی بینم، خود این شب های یلدا را
# - 13
به فردا می دهی هر دم، مرا امید و می دانم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «غزل شماره ۴ - بدست باد گهگاهی سلامی می رسان یارا...» است.