کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 10

خواست که بر لوح جان، بندد و صورت نبست

چهرهٔ سلمان ساوجیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    بزم وصال تو را، چشم تو خوش ساقی است

    #
  2. 8

    کز نظرش می شود، مردم هشیار مست

    #
  3. 9

    خادم نقاش فکر، نقش رخت سالها

    #
  4. 10

    خواست که بر لوح جان، بندد و صورت نبست

    انتخاب‌شده
  5. 11

    یک سحر از خواب خوش، چشم خوشت بر نخاست

    #
  6. 12

    دست ندادش شبی، با تو به خلوت نشست

    #
  7. 13

    از سر من گر قدم، باز گرفتی چه شد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «غزل شماره ۴۲ - ای دل شوریده جان، نیست شو از هر چه هست ...» است.