کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 11

خاک راهت، خواستم رفتن به مژگان، عقل گفت

چهرهٔ سلمان ساوجیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    بس که بر یاد لبت، درهای عدنان، سفته است

    #
  2. 9

    دل چو در محراب ابرو، چشم مستت دید و گفت

    #
  3. 10

    کافر سرمست در محراب بین، چون خفته است

    #
  4. 11

    خاک راهت، خواستم رفتن به مژگان، عقل گفت

    انتخاب‌شده
  5. 12

    نیست حاجت کش صبا، صدره به گیسو رفته است

    #
  6. 13

    عاقبت هم سر به جایی برکند، این خون دل

    #
  7. 14

    کز غم عشق تو سلمان، در درون، بنهفته است

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «غزل شماره ۵۹ - چشم مخمور تو در خواب مستی، خفته است...» است.