مصرع نخست · شماره 13
گرچه خورشید جمالش، روی مهر، از من بتافت
شاعرسلمان ساوجیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
جان به استقبال شد، دل تنگش اندر بر گرفت
# - 11
زلف او جای دل من بود، و آمد غیرتم
# - 12
کو به جای این دل مسکین، دلی دیگر گرفت
# - 13
گرچه خورشید جمالش، روی مهر، از من بتافت
انتخابشده - 14
ور چه روزی چند مهرش، سایه از من، بر گرفت
# - 15
بی لبش، چون گل، پر از خون باد، کام ساغرم
# - 16
گر لب من خنده زد، یا دست من، ساغر گرفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «غزل شماره ۱۰۵ - باز دل سودای آن زنجیر مو، از سر گرفت ...» است.