مصرع دوم · شماره 8
می خورد که می بزدایدت ، ز آیینه جام زنگ غم
شاعرسلمان ساوجیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
کنج مساجد عام را ، میخانه ی در د آشام را
# - 6
این پخته را آن خام را ، کاندر ازل رفت این قلم
# - 7
هیچ از ورع نگشایدت ، کاری از آن بر نایدت
# - 8
می خورد که می بزدایدت ، ز آیینه جام زنگ غم
انتخابشده - 9
ملک سلیمانی برو ، سلمان ! به جامی کن گرو
# - 10
ور چنگ داودی شنو ، هر دم به رغم غم نغم
# - 11
آن پیر بین بر ناشده ، در پرده ها رسوا شده
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر شیخ حسن» است.