مصرع دوم · شماره 42
که تیغ بید واسپر غم چو دیدانداخت ، اسپر ، غم
شاعرسلمان ساوجیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 39
به صو ت و نغمه ی بلبل قدح کش تا بر آساید
# - 40
دهان از ذوق ودست از مس وچشم از لون ومغز از شم
# - 41
به تیغ بید واسپر غم ، غم از دل کن کنون بیرون
# - 42
که تیغ بید واسپر غم چو دیدانداخت ، اسپر ، غم
انتخابشده - 43
ز دنیا هیچ دانی چیست مار را حاصل ای یاران
# - 44
نشستن یک نفس باهم ، بر آوردن دمی باهم
# - 45
بهار از نقره یصافی ، در مهای مطلس زد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 42 از «قصیده شماره ۶۹ - در مدح سلطان اویس» است.