مصرع نخست · شماره 13
نصیبی نیست از سوز درونم مرز و بومم را
شاعراقبال لاهوریقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
که از طغیان موجی کشتیم بر ساحل افتاد است
# - 11
نمیدانم که داد این چشم بینا موج دریا را
# - 12
گهر در سینه دریا خزف بر ساحل افتاد است
# - 13
نصیبی نیست از سوز درونم مرز و بومم را
انتخابشده - 14
زدم اکسیر را بر خاک صحرا باطل افتاد است
# - 15
اگر در دل جهانی تازه ئی داری برون آور
# - 16
که افرنگ از جراحتهای پنهان بسمل افتاد است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «جهان کورست و از آئینه دل غافل افتاد است» است.