مصرع نخست · شماره 47
زانگه که ترا بر من مسکین نظر است
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 44
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
# - 45
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم
# - 46
ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است وصیت سخنش که در بسیط زمین رفته و قصب الجیب حدیثش که همچون شکر می خورند و رقعه منشآتش که چون کاغذ زر می برند بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد بلکه خداوند جهان و قطب دایره زمان و قایم مقام سلیمان و ناصر اهل ایمان اتابک اعظم مظفر الدنیا و الدین ابوبکر بن سعد بن زنگی ظل الله تعالی فی ارضه رب ارض عنه و ارضه بعین عنایت نظر کرده است و تحسین بلیغ فرموده و ارادت صادق نموده لاجرم کافه انام از خواص و عوام به محبت او گراینده اندکه الناس علی دین ملوکهم
# - 47
زانگه که ترا بر من مسکین نظر است
انتخابشده - 48
آثارم از آفتاب مشهور ترست
# - 49
گر خود همه عیب ها بدین بنده درست
# - 50
هر عیب که سلطان بپسندد هنرست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 47 از «دیباچه» است.