مصرع دوم · شماره 145
گنهش طاعتست و دشمن دوست
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 142
به نام سعد ابوبکر سعد بن زنگیست
# - 143
دیگر عروس فکر من از بی جمالی سر بر نیارد و دیده یاس از پشت پای خجالت بر ندارد و در زمره صاحبدلان متجلی نشود مگر آنگه که متحلی گردد به زیور قبول امیرکبیر عالم عادل موید مظفر منصور ظهیرسریر سلطنت و مشیر تدبیر مملکت کهف الفقرا ملاذ الغربا مربی الفضلا محب الاتقیا افتخار آل فارس یمین الملک ملک الخواص فخر الدوله والدین غیاث الاسلام و المسلمین عمده الملوک و السلاطین ابوبکر بن ابی نصر اطال الله عمره و اجل قدره و شرح صدره و ضاعف اجره که ممدوح اکابر آفاقست و مجموع مکارم اخلاق
# - 144
هر که در سایه عنایت اوست
# - 145
گنهش طاعتست و دشمن دوست
انتخابشده - 146
بهر یک از سایر بندگان و حواشی خدمتی متعین است که اگر در ادای برخی از آن تهاون و تکاسل روا دارند در معرض خطاب آیند و در محل عتاب مگر برین طایفه درویشان که شکر نعمت بزرگان واجبست و ذکر جمیل و دعای خیر و اداء چنین خدمتی در غیبت اولیتر است که در حضور که آن بتصنع نزدیک است و این از تکلف دور
# - 147
پشت دوتای فلک راست شد از خرمی
# - 148
تا چو تو فرزند زاد مادر ایام را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 145 از «دیباچه» است.