مصرع دوم · شماره 21
تا درشتی هنر نپنداری
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 18
روز میدان و آن که بگریزد به خون لشکری
# - 19
این بگفت و بر سپاه دشمن زد و تنی چند مردان کاری بینداخت چون پیش پدر آمد زمین خدمت ببوسید و گفت
# - 20
ای که شخص منت حقیر نمود
# - 21
تا درشتی هنر نپنداری
انتخابشده - 22
اسب لاغر میان به کار آید
# - 23
روز میدان نه گاو پرواری
# - 24
آورده اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی آهنگ گریز کردند پسر نعره زد و گفت ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید سواران را بگفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد.
#