کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 5

حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی دانست همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    #
  2. 3

    ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید

    #
  3. 4

    معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است

    #
  4. 5

    حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف

    انتخاب‌شده
  5. 6

    از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست

    #
  6. 7

    فرقست میان آن که یارش در بر

    #
  7. 8

    تا آن که دو چشم انتظارش بر در

    #