مصرع نخست · شماره 7
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشانست و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.
# - 5
به بازوان توانا و قوت سر دست
# - 6
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
# - 7
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
انتخابشده - 8
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
# - 9
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
# - 10
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
#