مصرع دوم · شماره 15
به بیهوده گفتن مبر قدر خویش
شاعرسعدیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
حرامش بود نعمت پادشاه
# - 13
که هنگام فرصت ندارد نگاه
# - 14
مجال سخن تا نبینی ز پیش
# - 15
به بیهوده گفتن مبر قدر خویش
انتخابشده - 16
گفت این گدای شوخ مبذر را که چندان نعمت به چندین مدت برانداخت برانید که خزانه بیت المال لقمه مساکین است نه طعمه اخوان الشیاطین
# - 17
ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد
# - 18
زود بینی کش به شب روغن نباشد در چراغ
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «حکایت شماره ۱۳ - یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی گفت...» است.