مصرع دوم · شماره 18
زود بینی کش به شب روغن نباشد در چراغ
شاعرسعدیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
به بیهوده گفتن مبر قدر خویش
# - 16
گفت این گدای شوخ مبذر را که چندان نعمت به چندین مدت برانداخت برانید که خزانه بیت المال لقمه مساکین است نه طعمه اخوان الشیاطین
# - 17
ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد
# - 18
زود بینی کش به شب روغن نباشد در چراغ
انتخابشده - 19
یکی از وزرای ناصح گفت ای خداوند مصلحت آن بینم که چنین کسان را وجه کفاف به تفاریق مجری دارند تا در نفقه اسراف نکنند اما آنچه فرمودی از زجر و منع مناسب حال ارباب همت نیست یکی را به لطف اومیدوار گردانیدن و باز بنومیدی خسته کردن
# - 20
بروی خود در طماع باز نتوان کرد
# - 21
چو باز شد به درشتی فراز نتوان کرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «حکایت شماره ۱۳ - یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی گفت...» است.