مصرع دوم · شماره 21
چو باز شد به درشتی فراز نتوان کرد
شاعرسعدیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 18
زود بینی کش به شب روغن نباشد در چراغ
# - 19
یکی از وزرای ناصح گفت ای خداوند مصلحت آن بینم که چنین کسان را وجه کفاف به تفاریق مجری دارند تا در نفقه اسراف نکنند اما آنچه فرمودی از زجر و منع مناسب حال ارباب همت نیست یکی را به لطف اومیدوار گردانیدن و باز بنومیدی خسته کردن
# - 20
بروی خود در طماع باز نتوان کرد
# - 21
چو باز شد به درشتی فراز نتوان کرد
انتخابشده - 22
کس نبیند که تشنگان حجاز
# - 23
به سر آب شور گرد آیند
# - 24
هر کجا چشمه ای بود شیرین
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 21 از «حکایت شماره ۱۳ - یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی گفت...» است.