مصرع دوم · شماره 3
دندان سگ و دهان مردم بستند
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
یکی از وزرا معزول شد و به حلقه درویشان درآمد اثر برکت صحبت ایشان در او سرایت کرد و جمعیت خاطرش دست داد ملک بار دیگر برو دل خوش کرد و عمل فرمود قبولش نیامد و گفت معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی
# - 2
آنان که به کنج عافیت بنشستند
# - 3
دندان سگ و دهان مردم بستند
انتخابشده - 4
کاغذ بدریدند و قلم بشکستند
# - 5
وز دست زبان حرف گیران رستند
# - 6
ملک گفتا هر آینه ما را خردمندی کافی باید که تدبیر مملکت را بشاید گفت ای ملک نشان خردمند کافی جز آن نیست که به چنین کارها تن ندهد.
#