مصرع دوم · شماره 30
در پریشان حالی و درماندگی
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 27
دوست مشمار آن که در نعمت زند
# - 28
لاف یاری و برادر خواندگی
# - 29
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
# - 30
در پریشان حالی و درماندگی
انتخابشده - 31
دیدم که متغیر می شود و نصیحت به غرض می شنود به نزدیک صاحب دیوان رفتم به سابقه معرفتی که در میان ما بود و صورت حالش بیان کردم و اهلیت و استحقاقش بگفتم تا به کاری مختصرش نصب کردند چندی برین بر آمد لطف طبعش را بدیدند و حسن تدبیرش را بپسندیدند و کارش از آن در گذشت و به مرتبتی والاتر از آن متمکن شد همچنین نجم سعادتش در ترقی بود تا به اوج ارادت برسید و مقرب حضرت و مشار الیه و معتمد علیه گشت بر سلامت حالش شادمانی کردم و گفتم
# - 32
ز کار بسته میندیش و دل شکسته مدار
# - 33
که آب چشمه حیوان درون تاریکی است
#