مصرع دوم · شماره 6
که آهی جهانی به هم بر کند
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
با خداوند غیب دان نرود
# - 4
حاکم از گفتن او برنجید و روی از نصیحت در هم کشید و برو التفات نکرد تا شبی که آتش مطبخ در انبار هیزمش افتاد و سایر املاکش بسوخت وز بستر نرمش به خاکستر گرم نشاند. اتفاقا همان شخص برو بگذشت و دیدش که با یاران همی گفت ندانم این آتش از کجا در سرای من افتاد گفت از دل درویشان.
# - 5
به هم بر مکن تا توانی دلی
# - 6
که آهی جهانی به هم بر کند
انتخابشده - 7
چه سال های فراوان و عمر های دراز
# - 8
که خلق بر سر ما بر زمین بخواهد رفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «حکایت شماره ۲۶ - ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح، صاحب دلی برو گذر کرد و گفت...» است.