مصرع دوم · شماره 20
که یک دم خواب در چشمم نگشته است
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 17
موذن بانگ بی هنگام برداشت
# - 18
نمی داند که چند از شب گذشته است
# - 19
درازی شب از مژگان من پرس
# - 20
که یک دم خواب در چشمم نگشته است
انتخابشده - 21
بامدادان به حکم تبرک دستاری از سر و دیناری از کمر بگشادم و پیش مغنی نهادم و در کنارش گرفتم و بسی شکر گفتم یاران ارادت من در حق او خلاف عادت دیدند و بر خفت عقل حمل کردند یکی زان میان زبان تعرض دراز کرد و ملامت کردن آغاز که این حرکت مناسب رای خردمندان نکردی خرقه مشایخ به چنین مطربی دادن که در همه عمرش درمی بر کف نبوده است و قراضه ای در دف
# - 22
مطربی دور ازین خجسته سرای
# - 23
کس دو بارش ندیده در یک جای
#