مصرع دوم · شماره 3
که ابر گردد و سیلاب دیده بارانش
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
خشکسالی در اسکندریه عنان طاقت درویش از دست رفته بود درهای آسمان بر زمین بسته و فریاد اهل زمین به آسمان پیوسته
# - 2
عجب که دود دل خلق جمع مینشود
# - 3
که ابر گردد و سیلاب دیده بارانش
انتخابشده - 4
گر تتر بکشد این مخنث را
# - 5
تتری را دگر نباید کشت
# - 6
چنین شخصی که یک طرف از نعت او شنیدی دراین سال نعمتی بیکران داشت تنگدستان را سیم و زر دادی و مسافران را سفره نهادی گروهی درویشان از جور فاقه به طاقت رسیده بودند آهنگ دعوت او کردند و مشاورت به من آوردند سر از موافقت باز زدم و گفتم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «حکایت شماره ۱۲ - خشکسالی در اسکندریه عنان طاقت درویش از دست رفته بود درهای آسمان بر زمین بسته و فریاد اهل زمین به آسمان پیوسته...» است.