مصرع نخست · شماره 2
مرغ بریان به چشم مردم سیر
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم
# - 2
مرغ بریان به چشم مردم سیر
انتخابشده - 3
کمتر از برگ تره بر خوان است
# - 4
وان که را دستگاه و قوت نیست
# - 5
شلغم پخته مرغ بریان است
#