مصرع دوم · شماره 14
که هر کجا برود قدر وقیمتش دانند
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
در زادو بوم خویش غریبست و ناشناخت
# - 12
دومی عالمی که به منطق شیرین و قوت فصاحت و مایه بلاغت هر جا که رود به خدمت او اقدام نمایند و اکرام کنند.
# - 13
وجود مردم دانا مثال زر طلی است
# - 14
که هر کجا برود قدر وقیمتش دانند
انتخابشده - 15
بزرگ زاده نادان به شهر وا ماند
# - 16
که در دیار غریبش به هیچ نستانند
# - 17
سیم خوبریویی که درون صاحبدلان به مخالطت او میل کند که بزرگان گفته اند : اندکی جمال به از بسیاری مال و گویند روی زیبا مرهم دلهای خسته است و کلید درهای بسته لاجرم صحبت او را همه جای غنیمت شناسند و خدمتش منت دانند.
#