مصرع نخست · شماره 15
تا تو را قدر خویشتن باشد
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
متعلقان را که نظر در کار او بود و شفقت به روزگار او، پندش دادند و بندش نهادند و سودی نکرد.
# - 13
آن شنیدی که شاهدی به نهفت
# - 14
با دل از دست رفته ای می گفت
# - 15
تا تو را قدر خویشتن باشد
انتخابشده - 16
پیش چشمت چه قدر من باشد
# - 17
آورده اند که مر آن پادشه زاده که مملوح نظر او بود خبر کردند که جوانی بر سر این میدان مداومت می نماید خوش طبع و شیرین زبان و سخن های لطیف می گوید و نکته های بدیع ازو می شنوند و چنین معلوم همی شود که دل آشفته است و شوری در سر دارد.
# - 18
پسر دانست که دل آویخته اوست و این گرد بلا انگیخته او مرکب به جانب او راند چون دید که نزدیک او عزم دارد بگریست و گفت:
#