مصرع نخست · شماره 3
برو هر چه می بایدت پیش گیر
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
در عنفوان جوانی چنان که افتد و دانی با شاهدی(طالبی) سری و سری داشتم به حکم آنکه حلقی داشت طیب الادا و خلقی کالبدر اذا بدا.
# - 2
اتفاقا به خلاف طبع از وی حرکتی بدیدم که نپسندیدم دامن ازو در کشیدم و مهره برچیدم و گفتم:
# - 3
برو هر چه می بایدت پیش گیر
انتخابشده - 4
سر ما نداری سر خویش گیر
# - 5
شنیدمش که همی رفت و می گفت
# - 6
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «حکایت شماره ۱۰ - در عنفوان جوانی چنان که افتد و دانی با شاهدی(طالبی) سری و سری داشتم به حکم آنکه حلقی داشت طیب الادا و خلقی کالبدر اذا بدا....» است.