مصرع نخست · شماره 2
نگار من چو در آید به خنده نمکین
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
رفیقی داشتم که سالها با هم سفر کرده بودیم و نمک خورده بی کران حقوق صحبت ثابت شده. آخر به سبب نفعی اندک آزار خاطر من روا داشت و دوستی سپری شد و با این همه از هر دو طرف دلبستگی بود که شنیدم روزی دو بیت از سخنان من در مجمعی همی گفتند:
# - 2
نگار من چو در آید به خنده نمکین
انتخابشده - 3
نمک زیاده کند بر جراحت ریشان
# - 4
چه بودی ار سر زلفش به دستم افتادی
# - 5
چو آستین کریمان به دست درویشان
#