نثر · شماره 4
مقدمه نحو زمخشری در دست داشت و همی خواند ضرب زید عمروا و کان المتعدی عمروا. گفتم ای پسر خوارزم و ختا صلح کردند و زید و عمر را همچنان خصومت باقیست؟ بخندید و مولدم پرسید گفتم خاک شیراز گفت از سخنان سعدی چه داری گفتم
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
سالی که محمد خوارزمشاه رحمه الله علیه با ختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد به جامع کاشغر در آمدم، پسری دیدم نحوی به غایت اعتدال و نهایت جمال چنان که در امثال او گویند
# - 2
من آدمی به چنین شکل و خوی و قد و روش
# - 3
ندیده ام مگر این شیوه از پری آموخت
# - 4
مقدمه نحو زمخشری در دست داشت و همی خواند ضرب زید عمروا و کان المتعدی عمروا. گفتم ای پسر خوارزم و ختا صلح کردند و زید و عمر را همچنان خصومت باقیست؟ بخندید و مولدم پرسید گفتم خاک شیراز گفت از سخنان سعدی چه داری گفتم
انتخابشده - 5
بلیت بنحوی یصول مغاضبا
# - 6
علی کزید فی مقابله العمرو
# - 7
علی جر ذیل لیس یرفع راسه
#