مصرع نخست · شماره 14
بزرگی دیدم اندر کوهساری
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
ما به تو مشغول و تو با عمرو و زید
# - 12
بامدادان که عزم سفر مصمم شد ، گفته بودندش که فلان سعدیست. دوان آمد و تلطف کرد و تاسف خورد که چندین مدت چرا نگفتی که منم تا شکر قدوم بزرگان را میان بخدمت ببستمی. گفتم: با وجودت زمن آواز نیاید که منم. گفتا: چه شود گر درین خطه چندین بر آسایی تا بخدمت مستفید گردیم؟
# - 13
گفتم نتوانم به حکم این حکایت
# - 14
بزرگی دیدم اندر کوهساری
انتخابشده - 15
قناعت کرده از دنیا به غاری
# - 16
چرا گفتم به شهر اندر نیایی
# - 17
که باری بندی از دل برگشایی
#