نثر · شماره 5
ناگهی پای وجودش به گل اجل فرو رفت و دود فراق از دودمانش بر آمد روزها بر سر خاکش مجاورت کردم وز جمله که بر فراق او گفتم
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
گفتم مناسب حال منست این چه گفتی که مرا در عهد جوانی با جوانی اتفاق مخالطت بود و صدق مودت تا به جایی که قبله چشمم جمال او بودی و سود سرمایه عمرم وصال او
# - 3
مگر ملائکه بر آسمان ، و گرنه بشر
# - 4
به حسن صورت او در زمین نخواهد بود
# - 5
ناگهی پای وجودش به گل اجل فرو رفت و دود فراق از دودمانش بر آمد روزها بر سر خاکش مجاورت کردم وز جمله که بر فراق او گفتم
انتخابشده - 6
کاش کان روز که در پای تو شد خار اجل
# - 7
دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر
# - 8
تا درین روز جهان بی تو ندیدی چشمم
#