مصرع نخست · شماره 26
اگر خلاص محالست ازین گنه که مراست
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
گر گرفتارم کنی مستوجبم
# - 24
ور ببخشی عفو بهتر کانتقام
# - 25
ترا با وجود چنین منکری که ظاهر شد سبیل خلاص صورت نبندد این بگفت و موکلان در وی آویختند گفتا که مرا در خدمت سلطان یکی سخن باقیست ملک بشنید و گفت این چیست؟ گفت
# - 26
اگر خلاص محالست ازین گنه که مراست
انتخابشده - 27
بدان کرم که تو داری امیدواری هست
# - 28
گیرند گفت ای خداوند جهان پرورده نعمت این خاندانم و این گناه نه تنها من کرده ام دیگری را بینداز تا من عبرت گیرم ملک را خنده گرفت و به عفو از خطای او در گذشت و متعندان را که اشارت به کشتن او همی کردند گفت:
# - 29
چنین خواندم که در دریای اعظم
#