مصرع دوم · شماره 30
به گردابی در افتادند باهم
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 27
بدان کرم که تو داری امیدواری هست
# - 28
گیرند گفت ای خداوند جهان پرورده نعمت این خاندانم و این گناه نه تنها من کرده ام دیگری را بینداز تا من عبرت گیرم ملک را خنده گرفت و به عفو از خطای او در گذشت و متعندان را که اشارت به کشتن او همی کردند گفت:
# - 29
چنین خواندم که در دریای اعظم
# - 30
به گردابی در افتادند باهم
انتخابشده - 31
همی گفت از میان موج و تشویر
# - 32
مرا بگذار و دست یار من گیر
# - 33
حدیث عشق از آن بطال منیوش
#