کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 8

که از وجود عزیزش بدر رود جانی

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    ندیده ای که چه سختی همی رسد به کسی

    #
  2. 6

    که از دهانش به در میکنند دندانی

    #
  3. 7

    قیاس کن که چه حالت بود در آن ساعت

    #
  4. 8

    که از وجود عزیزش بدر رود جانی

    انتخاب‌شده
  5. 9

    گفتم تصور مرگ از خیال خود بدر کن وهم را بر طبیعت مستولی مگردان که فیلسوفان یونان گفته اند مزاج ارچه مستقیم بود اعتماد بقا را نشاید و مرض گرچه هایل دلالت کلی بر هلاک نکند. اگر فرمایی طبیبی را بخوانم تا معالجت کند. دیده بر کرد و بخندید و گفت

    #
  6. 10

    دست بر هم زند طبیب ظریف

    #
  7. 11

    چون حرف بیند اوفتاد حریف

    #