مصرع دوم · شماره 8
و انما الرقیه للنائم
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
خلاف پیران که به عقل و ادب زندگانی کنند نه به مقتضای جهل جوانی.
# - 6
گفت چندین برین نمط بگفتم که گمان بردم که دلش بر قید من آمد و صید من شد. ناگه نفسی سرد از سر درد بر آورد و گفت چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنیدم از قابله خویش که گفت زن جوان را اگر تیری در پهلو نشیند به که پیری.
# - 7
تقول هذا معه میت
# - 8
و انما الرقیه للنائم
انتخابشده - 9
پیری که ز جای خویش نتواند خاست
# - 10
الا به عصا کیش عصا بر خیزد
# - 11
فی الجمله امکان موافقت نبود و به مفارقت انجامید. چون مدت عدت برآمد عقد نکاحش بستند با جوانی تند و ترشروی تهی دست بدخوی. جور و جفا میدید رنج و عنا میکشید و شکر نعمت حق همچنان میگفت که الحمدلله که ازان عذاب الیم برهیدم و بدین نعیم مقیم برسیدم.
#