مصرع دوم · شماره 3
پند من کار بند و صبر آموز
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای کریوه ای سست مانده. پیرمردی ضعیف از پس کاروان همی آمد و گفت چه نشینی که نه جای خفتنست؟ گفتم چون روم که نه پای رفتنست. گفت این نشنیدی که صاحب دلان گفته اند رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن
# - 2
ای که مشتاق منزلی ، مشتاب
# - 3
پند من کار بند و صبر آموز
انتخابشده - 4
اسب تازی دو تک رود به شتاب
# - 5
واشتر آهسته میرود شب و روز
#