مصرع نخست · شماره 4
روستا زادگان دانشمند
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطرست یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولتست هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.
# - 2
وقتی افتاد فتنه ای در شام
# - 3
هر کس از گوشه ای فرا رفتند
# - 4
روستا زادگان دانشمند
انتخابشده - 5
به وزیری پادشاه رفتند
# - 6
پسران وزیر ناقص عقل
# - 7
به گدایی به روستا رفتند
#