مصرع نخست · شماره 14
زود باشد که خیره سر بینی
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
دیدم که نصیحت نمیپذیرد و دم گرم من در آهن سرد او اثر نمیکند ترک مناصحت گرفتم و روی از مصاحبت بگردانیدم و قول حکما کار بستم که گفته اند بلغ ما علیک فان لم یقبلو ما علیک
# - 12
گر چه دانی که نشنوند بگوی
# - 13
هرچه دانی ز نیک و پند
# - 14
زود باشد که خیره سر بینی
انتخابشده - 15
به دو پای اوفتاده اندر بند
# - 16
تا پس از مدتی آنچه اندیشه من بود از نکبت حالش به صورت بدیدم که پاره پاره به هم بر میدوخت و لقمه لقمه همی اندوخت دلم از ضعف حالش به هم بر آمد، مروت ندیدم در چنان حالی ریش به ملامت خراشیدن و نمک پاشیدن پس با دل خود گفتم:
# - 17
حریف سفله اندر پای مستی
#