مصرع دوم · شماره 3
کو پوستین خلق به آزار می درد
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت یاللعجب پیاده عاج چو عرضه شطرنج به سر می برد فرزین میشود یعنی به از آن میگردد که بود و پیادگان حاج بادیه به سر بردند و بتر شدند
# - 2
از من بگوی حاجی مردم گزای را
# - 3
کو پوستین خلق به آزار می درد
انتخابشده - 4
حاجی تو نیستی شترست از برای آنک
# - 5
بیچاره خار میخورد و بار میبرد
#