مصرع نخست · شماره 2
ندهد هوشمند روشن رای
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند. گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.
# - 2
ندهد هوشمند روشن رای
انتخابشده - 3
به فرومایه کارهای خطیر
# - 4
بوریا باف اگر چه بافنده است
# - 5
نبرندش به کارگاه حریر
#